خضعبلات یک پشمک

-از طایفه‌ی‌ نوریم؛ ما تیره‌ نمی‌مانیم آواز غم‌ دل‌ را با قهقهه‌ می‌خوانیم!'✨ ️

خضعبلات یک پشمک

-از طایفه‌ی‌ نوریم؛ ما تیره‌ نمی‌مانیم آواز غم‌ دل‌ را با قهقهه‌ می‌خوانیم!'✨ ️

شرووووع تاازه

دیدم خیلی دارم تنبل بازی درمیارم و به پیشنهاد یک ادم گل گلی اومدم اینجا تا دوباره شروع کنیمم :)))

کلا وبلاگ داشتن خیلی جالبه. با ادمایی اشنا میشی که نوشته های هرروزتو میخونن، بهت ایمیل میزنن، تو رو به خوندن زندگیشون دعوت میکنن و کلا محفل خوشگلیه!

خب از چی شروع کنیم؟ امروز بالاخره مهمونی که یه هفته در خدمتشون بودیم رفتن امیدوارم سلامت باشن حقیقتا خیلی خوش گذشت و خیلی شبا دوباره زدیم بیرون و خب باحال بود دیگه. چند دیقه پیش که پیش بقیه نشسته بودم یهویی این صداعه توی ذهنم اومد که "برون گرا بودن مزخرف ترین چیزیه که میشناسم" و از اونجایی که اکثرا با ادمای درونگرا یا میانگرا دوستم و اینو درک نمیکنن واقعا ناراحت بودم. دلم واسه خیلی از ادمایی که هرروز میدیدمشون تنگ شده! کلا من یه هفته استراحت کنم به پوچی کامل میرسم.

امروز کار خاصی نکردم. صرفا سریال قشنگمو با یه فیلم دیگه تموم کردم و وای عالی بود (اشکککک). یه ساعت وقت گذاشتم واسه لاک زدن و اخرش چون خوشم نیومده بود همه رو پاک کردم (ولی واقعا خیلی طرح خوشگلی درومده بود). دارم سعی میکنم یکم از بعضی چیزا (یا شایدم بعضی ادما!) دور شم روی خودم کار کنم و البتههه یه خبر خوشگل یه سفر خیلی ژدید نانازی در پیش داریم جیلینگ جیلینگ (اما دوست ندارم فعلا کسی دربارش چیزی بدونه) !!

شاید راه انداختن یه کمپین واسه ادمای پایه چیز خفنی باشه نه ؟ روش فکر میکنمم بهتون حتمنی میگمم شب خوووش